رژیم

امروز چهارشنبه ۲۳/۱۰/۹۴ جواب آزمایش خون و ادرارم را گرفتم ظاهراً همه چیز رو به راهه جز دو مورد که سال‌هاست درگیرش هستم و نمی‌دونم از کجاست و چطوری میشه درستش کرد. از جوونی تا حالا هر وقت آزمایش چک‌آپ دادم تری گلیسیریدم بالاست و تو ادرارم خون دیده می شه و این دو مورد هرگز تغییر نکرده رژیم غذایی هیچ تحولی در این دو مورد ایجاد نکرده بعضی از دکاتره ورزش را پیشنهاد کرده‌اند که این یکی انگار با گروه خون من سازگار نیست راستش حالشو ندارم شاید واقعاً کلید حل مشکل هم همین باشه از انواع ورزش‌ها تنها با دو تا میانه‌ای دارم یکی قدم زدن که شرایطش باید فراهم باشه باید در دشت و بیابون باشه که سالی یکی دو بار بیشنر در دسترس نیست و این کافی نیست دیگری رقص که با سن و سال من نمی‌خوره و می‌ترسم مورد تمسخر واقع شوم که این یکی هم با تیپ و جایگاه اجتماعی من نمی‌خوره خلاصه با برنامه‌های من سازگار نیست شاید هم علتش اینه که به این پیشنهادها چندان ایمان ندارم دلیلش هم اینه که زمانی که هم راه‌پیمایی و کوه‌نوردی‌های چند کیلومتری داشتم؛ زمانی هم که نقشه‌بردار بودم این دو مورد مشکوک در خون و ادرارم بود اطلاعات ژنتیکی هم از آبا و اجداد خود ندارم که ببینم این معایب ژنتیکی است یا نه شاید هم سرنوشته و این مقدمات مرگه! خوب طبیعیه که برای مردن بهانه‌ای لازمه شاید هم من می‌خوام با این معما علم پزشکی را زیر سؤال ببرم البته همین بی‌ایمانی من به اطباء محترم شاید باعث شده چندان به دستوراتشان اهمیت ندهم و آنان را گیج کرده‌ام.

اخیراً به این نتیجه رسیده‌ام که ما ایرانی‌ها از واژه‌ی رژیم برداشت درستی نداریم در حالی که بیش از همه‌ی مردم جهان با این واژه در کاربرد سیاسیش درگیریم و سر و کار داریم و از دیدگاه سیاسی آن را می‌شناسیم و می‌دانیم که این ما نیستیم که رژیم می‌گیریم بلکه این رژیم است که ما را می‌گیرد و جالب این جاست که در سیاست گه‌گاهی به فکر تغییر رژیم می‌افتیم و دست به کار هم می‌شیم و پاکار هم هستیم اما نمی‌دونم چرا همیشه ناموفقیم زورمان را می‌زنیم و به حساب خود تغییرات را انجام می‌دهیم اما هنوز یکی دو دهه نگذشته می‌بینیم بیماری عود کرده و نه تنها معالجه نشده بلکه مزمن شده و درمانش مشکل‌تر از قبله و باز به فکر تغییر رژیم می‌افتیم غافل از این که در تمام این اقدامات تاریخی همیشه این رژیم بوده که ما را گرفته و ما نتونسته‌ایم رژیم بگیریم با این حساب دریافت سیاسی ما هم از این واژه درست نبوده گرچه ظاهراً درست بوده و تغییر حکومت همان تغییرات اجتماعی است که انتظار داشته و داریم ولی اعمالمان همیشه همراه ماست که من بر این گمانم که ما تا فارسی حرف می‌زنیم این مشکل را داریم و این همون باور ماست که ریشه در زبان ما دارد.

داستانی را نقل به نقل و به مضمون می‌کنم که درخور تأمل است:

دوستی که ساکن آمریکاست می‌گفت: روزی به یکی از دوستان مکزیکی گفتم: شما که همسایه‌ی جنوبی آمریکا هستید چرا مثل کانادا که همسایه‌ی شمالی است پیشرفت نکرده‌اید؟ گفت: چون ما اسپانیولی حرف می‌زنیم و آنان انگلیسی!

یک نکته ظریف علمی در این پاسخ است و آن این که قسمت‌های عمده‌ای از زبان ما را پارادایم‌ها و باورهایمان شکل می‌دهند البته من باور را مترادف پارادایم آورده‌ام تا درک بیشتری از آن داشته باشیم گرچه گستره‌ی باور از پارادایم خیلی بیشتر است اما برا این باورم که حتی باورهای خرافی هم برای زبانمندان هر زبان پارادایم است. با این حساب تحول در جامعه و ساختارهای آن با تحول در زبان ایجاد می‌شود شاید قدری گنگ به نظر آید مثال می‌زنم:

ما باور داریم که: همیشه یک نفر باید حرف آخر را بزند

این باور بسیار خطرناک است در حالی که در نگاه اول چنین نمی‌نماید ولی این باور در ساختارهای جامعه کاری می‌کند کارستان. این باور دیکتاتور پرور است. این است که هر که را بر مسند می‌نشانیم دیری نمی‌پاید که خودمان فریاد وای دیکتاتور سر می‌دهیم غافل از آن که خودمان دیکتاتور پروریم و این گناه خود ماست نه گناه منتخبین و منصوبین ما!

چه باید کرد؟

باید در باورهایمان تجدید نظر کنیم این یک نمونه بود و اگر بخواهم بشمارم مثنوی هفتاد من کاغذ شود در هر باوری که دست بگذاریم می‌لنگد.

یکی دیگر از باورهایمان این است که: تا دستت به جایی بند است بارت را ببند.

بسیار خوب این باور با ما و با منصوبین و منتخبین ما چه می‌کند؟ هماره می‌نالیم که نمایندگان مجلس، رؤسای جمهوری و...  قول می‌دهند و وقتی خرشان از پل گذشت تنها به خود می‌اندیشند! بله ما هم که باشیم با این باور کذایی همان می‌کنیم که اسلاف کرده‌اند. بیایید باورهایمان را دگرگون کنیم.

در رژیم غذایی هم همیشه در زبانمان هست که: چه بخورم که لاغر یا سالم شوم؟ یا چه نخورم؟ در حالی که در پزشکی دیگر به فکر نغییر رژیم نیستیم وقتی یکی می‌گوید رژیم گرفته‌ام می‌بینیم صبحانه و شام را حذف کرده است یا غذا را حذف کرده و فقط آب می‌خورد و پیداست در زبان ما رژیم معنای درستی ندارد و تکلیف ما در باره این واژه روشن نیست این است که نه مسایل سیاسی ما و نه مسایل پزشکی ما هرگز و هیچ وقت حل نمی‌شود و من به این نتیجه رسیده‌ام که به جای همه‌ی این‌ها یعنی تغییر رژیم سیاسی و یا تغییر رژیم غذایی، ما باید رژیم زبانی خود را عوض کنیم بیایید از امروز به زبان انگلیسی یا فرانسوی یا نه بهتر از همه آن زبان مشدد و پر از تأکید اسپانیولی، سخن بگوییم و بر همه هم واجب شرعی کنیم و فارسی سخن گفتن را ممنوع کنیم و حتی آن را شرک اعلام کنیم و اهالی افتاء دست به کار شوند و تحریم کنند من ایمان دارم تا چهار نسل بعد که زبان مادری ما تغییر کرد تمام مشکلات ما حل می‌شود هم مشکلات سیاسی و هم مشکلات پزشکی و.

... و بهتر از همه بیایید در باورهایمان تجدید نظر کنیم!

محمد مستقیمی راهی

دی 1394



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1394/11/25    | توسط: محمَد مستقیمی (راهی چوپانانی)    | طبقه بندی: مقاله،     |
نظرات() 

اشتراک و ارسال مطلب به: