موسیقی چوپانان قسمت چهارم

حسین‌قلی کلانتری (قلی)

حسین‌قلی کلانتری (قلی) فرزند علی‌اکبر کربلا عباس است که هم صدایی خوش دارد و هم ذوقی یکی از ترانه‌های او را در یو تیوب گذاشتم و استقبال بزرگی از آن شد و بر آن شدم آنچه را در حافظه دارد ثبت کنم تا بماند:

***

دلم می‌خواد از این سرچشمه آبی

دلم می‌خواد از این آهو کبابی

دلم می‌خواد از اون شب‌های مهتاب

که با دلبر کنم یک لحظه خوابی

***

سرایون و سه قلعه هم برابر

به شاخه‌ی نقره مونه قد دلبر

دو چشمونش به چشمای آهو مونه

که در ملک خراسون خورده شوچر

***

الا مادر بکن شیرت حلالم

به غربت رفته‌ام شاید نیایم

به غربت رفته‌ام شاید بمیرم

دو پستانت بکن سنگ مزارم

***

شب اول به کوهای کوهبنونم

شب دویم به شورک‌های میونم

شب سوم به طرز لاله زارم

شب چارم به راور پیش یارم

***

الا دختر قشنگی را تو داری

دو چل گیسو فرنگی را تو داری

دو چل گیسو فرنگی مال رشته

بیا بازی کنیم از شب گذشته

***

که کی باشه از این قبله درآیی

لبت پر خنده و رو بر من آیی

لبت پر خنده و دستت پر از گل

منم چهچه زنم مانند بلبل

***

بیا ای دلبر ناز نازی من

بیا ای دلبر همبازی من

به قربون دو بازوی بلورت

که شب‌ها می‌نهی زیر سر من

***

درختا سایه دارن ما نداریم

رفیقا نامزه دارن ما نداریم

شب مهتاب که میرن نومزه بازی

همه گلدسته دارن ما نداریم

***

درخت کاکلی زرد و ذلیلی

برارم در وطن من در غریبی

الهی بشکنه شاخه‌ی خمیری

که من طاقت ندارم در غریبی

***

الا دختر دو چشم زاغ داری

سبد در دست و میل باغ داری

سبد بر دست میل باغ ما کن

بچین شفتالو و دردم دوا کن

***

سه تا آبه که میره رو به استخر

یکی شور و یکی شیرین یکی تلخ

همه گویند یار تو میایه

کدوم طالع کدوم اقبال کدوم بخت

***

شب چارشنبه بود و نیمه‌ی ماه

نیت کردم نشینم بر سر راه

نه نیت کن نه بنشین بر سر راه

که یارت می‌رسه امروز و فردا

***

به قربون انار روی رف شم

به قربون دو چشمون شرف شم

اگر دونم شرف دختر نمی‌ده

سر شب تب کنم صبحش تلف شم

***

بیا ای فاطمه‌ی شیرین و همدم

بیا جونم محبت را مکن کم

اگر خواهی محبت را کنی کم

به دیدارت قسم می‌میرم از غم

***

سکینه و سکینه و سکینه

دو نار طلا داری به سینه

اگر یک شو به پهلویت بخوابم

چکارم میکنی غیر از جریمه

***

سکینه خانمم برف سر کوه

عرق‌چین طلا تا پشت ابرو

به هر کس می‌رسی رخ می‌نمایی

به من که میرسی کج می‌کنی رو

***

الا دختر نقاب بسته داری

به زیر چادرت گلدسته داری

از این گلدسته‌ها یک گل به مو ده

که صد پیر و جوون را خسته داری

***

الادختر که موهای تو بوره

به حمام می‌روی راه تو دوره

به حمام می‌روی زودی بیایی

که آتش در دلم مثل تنوره

***

سفید مرغی بدم در شاخ پسته

سیه‌دستی زده بالم شکسته

نه بال دارم که پروازی بگیرم

غبار بیکسی بر من نشسته

***

از اون بالا میاد یک زاغ کفتر

به حمام می‌روند مادر و دختر

به قربان سر دستمال مادر

عجب تربیتی داده به دختر

***

سرت در ملک نیم‌روزه خدایا

دلم بر یار می‌سوزه خدایا

از اون ترسم بمیرم در غریبی

کفن بر من که می‌دوزه خدایا

***

سرت گردم که ابروت دمب ماره

زن جاهل به مرد پیر چه کاره

زن جاهل همیشه در دو کاره

که مرد پیر همیشه در خیاله

 

و چند رباعی که به ضرورت در ترانه‌هایی با آهنگ‌های متفاوت خوانده می‌شود:

***

امروز و دو روز و بیست و پنج روز و سه روز

باریک شدم چو سوزن مخمل دوز

با یار بگو روغن سیمرغ بفرست

تا چرب کنم جراحت دل امروز

***

بر بام بلند بیا بخوابیم من و تو

مخمل بخریم و روش بغلتیم من و تو

آن باد صبا که می‌خوره بر من و تو

پیچیده به هم زلف من و کاکل تو

***

آفتاب به سر گدار خور افتاده

آتش به دلم مثل تنور افتاده

منعم نکنید اگر بگریم شب و روز

این کار به گردنم به زور افتاده

***

منزل به سر راه دو کالی دارم

یک یار طبس دگر به دارین دارم

یار طبسی خدا نگهدارش باش

دلواپس و پیش یار دارین دارم

***

یک دخترکی همچین و همچونم کرد

دستم بگرفت و حلقه بر گوشم کرد

فریاد زدم ای وای ای وای گوشم

لب بر لب من نهاد و خاموشم کرد

ادامه دارد.. 


نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1394/08/28    | توسط: محمَد مستقیمی (راهی چوپانانی)    |    |
نظرات() 

اشتراک و ارسال مطلب به: