موسیقی چوپانان قسمت دوم 

حسین‌قلی کلانتری (قلی)

حسین‌قلی کلانتری (قلی) فرزند علی‌اکبر کربلا عباس است که هم صدایی خوش دارد و هم ذوقی یکی از ترانه‌های او را در یو تیوب گذاشتم و استقبال بزرگی از آن شد و بر آن شدم آنچه را در حافظه دارد ثبت کنم تا بماند:

***

غریبی زرد و زار و مفلسم کرد

طلا بودم مقابل با مسم کرد

نداشتم که قبای نو بپوشم

قبای کهنه خار مجلسم کرد

***

ستاره‌ی آسمون نقش زمینه

خودم انگشتر و یارم نگینه

خداوندا نگهدار نگین باش

که یار اول و آخر همینه

***

پسینی الوداع کردیم و رفتیم

دل از دلبر جدا کردیم و رفتیم

نداشتیم توشه‌ی راه بیابون

توکل بر خدا کردیم و رفتیم

***

شبم‌بو بو نداره خار داره

شبم‌بو پاکشه‌ی کوهسارداره

نمی‌چینم گلی غیر از شبم‌بو

شبم‌بو بوی زلف یار داره

***

حسینا کم بکن تعریف یارت

که رفتم خونه‌تون‌ دیدم نگارت

کنیزی از کنیزان ول من

نمی‌دونم کجا گشته دچارت

***

چرا امروز و فردا می‌کنی ول

چرا غم بر دلم جا می‌کنی ول

تو که آتش زدی بر خرمن گل

چرا از دور تماشا می‌کنی ول

***

دو سه روزه نمی‌خنده دل من

به تار گیس پابنده دل من

نشسته کنج محنت زار و تنها

غریب و خوار و شرمنده دل من

***

دلاروم و دلاروم و دلاروم

گلم را برده‌ای کی دارم آروم

گلم را برده‌ای خوبش نگهدار

که آخر سر به کوه‌ها می‌گذارم

***

به قربون دو زلف گنده می‌شم

تو بر راه می‌روی مو مونده می‌شم

اگر من مرده‌ی صد ساله باشم

به پهلویت بخوابم زنده می‌شم

***

گلی نیستی که انگارت کنم مو

چطور انگار دیدارت کنم مو

گلی بودی میون غنچه گل‌ها

چطور از خواب بیدارت کنم مو

***

برو برو برو بیزارم از تو

خیال دارم که دست وردارم از تو

برو برو در آن صحرای محشر

نگار عاشقی بر دارم از تو

***

عزیزم از تو دیدم از تو دیدم

به هر خاری رسیدم از تو دیدم

تو شهرت داده‌ای بدنامی من

مگر من خدمت بد کرده بیدم

***

ستاره‌ی آسمون می‌شمارم امشو

به بالینم میا تب دارم امشو

به بالینم میا که کشته می‌شی

تموم دشمنون بیدارن امشو

***

شبی که مار خونی زد به پایم

زمین تا آسمون می‌رفت صدایم

خبر بر مادر پیرم رسانید

ببندد حجله‌ی نیلی برایم

***

ستاره‌ی آسمون نقش زمینه

خودم انگشتر و یارم نگینه

خداوندا نگهدار نگین باش

که یار اول و آخر همینه

***

بیا دلبر مکن نامهربونی

همیشه نیس بازار جوونی

جوونی نوبهاری بود و بگذشت

بسی پیران کنن یاد از جوونی

***

برای خاطرت رفتم به بغداد

خریدم شیشه‌ای از دستم افتاد

الهی شیشه‌ساز شیشه نسازی

که راهم دور و کارم مشکل افتاد

***

من از مادر بزادم مادرم مرد

مرا دادن به دایه دایه هم مرد

مرا دادن به دست گله دارون

ز بخت من بز و بزغاله هم مرد

***

بهار اومد و گل‌ها چیدنی شد

لبون دخترون بوسیدنی شد

لبون دخترون هل است و میخک

به سوغات جوانان بردنی شد

***

بهار اومد که من شیدا بگردم

چو ماهی بر لب دریا بگردم

پلنگ در کوه و آهو در بیابون

همه جفتند و من تنها بگردم

***

سه پنج روزه در این سینه‌ی سمندم

گرفتار همون ابرو کمندم

نه بر مو می‌دهن نه می‌فروشن

خدا دونه فقیر و مستمندم

***

سه پنج روزه که میرزایم به شهره

گل نازک بدن با من به قهره

اگر امروز و فردایش نبینم

شکر در پیش من مانند زهره

***

عرق‌چین سرت چیت محبت

مرا انداختی رفتی به غربت

مرا انداختی حیفت نیومد

نگفتی بر سر یارم چه اومد

***

سیاه‌چشمی که گندم پاک می‌کرد

مرا می‌دید گریبون چاک می‌کرد

مرا می‌دید و اشک از دیده می‌ریخت

به دستمال کتونش پاک می‌کرد

***

ستاره سر زد و بیدارم امشو

به پای رخنه‌ی دیوارم امشو

طلوع صبح رست و من رمیده

هنو در انتظار یارم امشو

***

به قربون انار دونه می‌شم

به قربون ول چارشونه می‌شم

همه گویند برو ترک ولت کن

اگر ترکش کنم دیوونه می‌شم

***

دو سه روزه نمی‌خنده دل من

به تار گیس پابنده دل من

نشسته کنج محنت زار و تنها

غریب و خوار و شرمنده دل من

***

دلاروم و دلاروم و دلاروم

گلم را برده‌ای کی دارم آروم

گلم را برده‌ای خوبش نگهدار

که آخر سر به کوه‌ها می‌گذارم

***

به قربون دو زلف گنده می‌شم

تو بر راه می‌روی مو مونده می‌شم

اگر من مرده‌ی صد ساله باشم

به پهلویت بخوابم زنده می‌شم

***

گلی نیستی که انگارت کنم مو

چطور انگار دیدارت کنم مو

گلی بودی میون غنچه گل‌ها

چطور از خواب بیدارت کنم مو

***

برو برو برو بیزارم از تو

خیال دارم که دست وردارم از تو

برو برو در آن صحرای محشر

نگار عاشقی بر دارم از تو

 

ادامه دارد...

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1394/08/14    | توسط: محمَد مستقیمی (راهی چوپانانی)    | طبقه بندی: چوپانان، فرهنگ چوپانان، شخصیت‌های چوپانان،     |
نظرات() 

اشتراک و ارسال مطلب به: