آش شله قلم‌کار

 بخش هشتم پاره‌ی نخست

ماما جانی

بله مادر بزرگ بیگم‌جان خانم هم به چوپانان آمد و کمر همّت به آبادانی آن بست و روزها سفره‌ی نیم‌چاشت و ناهار پسران را آماده کرده با کفش‌هایی تا به تا و لنگه به لنگه و ناهمرنگ از میان قلعه سلانه سلانه می‌گذشت تا برای فرزندان به دشت و باغ ببرد و در مقابل اعتراض دیگران ک: بیگم‌جانی کفش‌هایت تا به تاست می‌گفت: سه جوان رشیدم در دشت مشغول کار هستند اگر چنین نکنم چشم‌زخم مردم کار دستشان می دهد. این رفتار ماما جانی نشان می‌دهد که هم خرافاتی بوده هم پسر هووی خود را هم پسر خود می‌دانسته چرا که می‌گوید: سه پسر رشیدم.... خرافاتی بودنش بماند در جای خود باز هم اشاره خواهم کرد.

ماما جانی دوش به دوش بابا حاجی به سر و سامان دادن زندگی فرزندان می‌پردازد: عمو محمّد که داماد داییش باقر حاج محمّد است. عمّه ماننده هم که در انارک مانده و همسر حاج بمانعلی هاشمیه است. فاطمه طلایی هم که زن ملاست این فرزندان هوویش و فرزندان خودش هم: عمو میرزامهدی داماد عمو کربلایی، عمّه هدیه عروس پسرعمّه‌اش، محمدرضا فرزند محمّد حاج عبدالله فرزند فاطمه رمضان و حاج عبدالله است. ازدواج پدرم بماند برای فصلی جداگانه که درخور تأمّل است و همسر او هم قرار است از خویشاوندان حاج مندلی باشد. ماما جانی برای این که تمام فرزندان را حاجی از آن خود نکند دست به کار شده عمّه فاطمه‌خانم را به میان خانواده‌ی خود برده و به پسر برادر می‌دهد و با این حساب عمّه فاطمه خانم که معروف بود به خانم و عمّه خانم می‌شود همسر میرعبدالکریم صدریه که در تهران بود و کبکبه و دبدبه‌ای داشت و قرار بود در آینده نماینده‌ی مردم شاهرود در مجلس شورای ملّی شود[1]. باید بابا حاجی برای این عروس‌کشان طولانی تدارک ببیند که می‌بیند. کجاوه‌ای بر شتر می‌بندد و آن را می‌آراید عروس را در آن نشانده و عروس را تا قم همراهی می‌کند که داماد با اتومبیلش در انتظار است و عروس را به دست داماد میرعبدالکریم صدریه می‌سپارد.

میرعبدالکریم صدریه

عمّه ‌خانم


ادامه دارد...

محمّد مستقیمی، راهی

[1] -  میرعبدالکریم فرزند سید مهدی و داماد حاج محمّدعلی رمضان

سید عبدالکریم صدریه انارکی، نماینده شاهرود

مجلس شورای ملی

دوره ۱۴

نشست  ۳۱

مذاکرات مجلس شورای ملی ۲۸ اردیبهشت ۱۳۲۳

قرائت گزارش شعبه راجع بانتخابات شاهرود و موکول شدن به جلسه دیگر

(آقای فاطمی مخبر شعبه پنجم گزارش شعبه راجع بانتخابات شاهرود و نمایندگی آقای صدریه را بشرح ذیل خواندند:)

انتخابات شاهرود در تاریخ ۲۲/۴/۲۷ بر طبق دستور وزارت کشور شروع می‌شود ولی قبل از اینکه انجمن تشکیل شود از طرف فرماندار محل بنفع یک نفر از کاندیدها اعمال نظر خصوصی می‌شود که وزارت کشور بازرس مخصوص روانه و چون موضوع حقیقت داشته لهذا فرماندار منفصل و منتظر خدمت می‌شود و فرماندار دیگری به محل می‌رود و انجمن نظارت را در تاریخ ۲۲/۶/۱۶ تشکیل می‌دهد ولی پس از چند روز کلیة اعضاء انجمن استعفا می‌دهند سپس در تاریخ ۲۲/۱۰/۲۰ مجدداً از طبقات لازمه دعوت و انجمن تشکیل و شروع بکار می‌نماید و در نتیجه از کلیة آراء که ۱۰۱۷۰ رأی بوده آقای سید عبدالکریم صدریه به اکثریت ۵۶۲۳ رأی حائز اکثریت می‌شوند و در ضمن جریان انتخابات چون کاندیدها زیاد بوده‌اند شکایات مخالف و موافقی می‌رسد که انجمن هر یک را بشرحی که در صورت مجلس نوشته شده قانوناً وارد ندانسته و رد کرده‌اند شعبة پنجم هم با مطالعه کامل در پرونده امر چون شکایات واصله غالباً ارتباطی با آقای صدریه نداشته و مربوط به کاندیدهای دیگر بوده و در اساس جریان هم تأثیری نداشته لهذا صحت نمایندگی آقای سید عبدالکریم صدریه را از شاهرود تصدیق نماید.

رئیس- آقای مخبر فرهمند.

مخبر فرهمند- مخالفم.

رئیس- آقای نبوی.

نبوی- بنده هم مخالفم.

رئیس- موکول به جلسه بعد می‌شود.

 

مجلس شورای ملی

دوره ۱۴

جلسه ۳۳

مذاکرات مجلس شورای ملی ۷ خرداد ۱۳۲۳

تصویب نمایندگی آقای (سید عبدالکریم) صدریّه (انارکی) از شاهرود

رئیس- اعتبارنامه آقای صدریه مطرح است آقای مخبر فرهمند بفرمایند.

مخبر فرهمند- عرض کنم مخالفت بنده با راپرت شعبه ۵ نسبت بانتخابات شاهرود مربوط بصلاحیت آقای صدریه نیست برای اینکه با ایشان بنده سابقه ای نداشته ام و آنچه را هم که در این چند روز بعضی از رفقای مجلس اظهار کرده اند ایشان را شخص صالح و خیر مفیدی معرفی کرده اند البته فرمایشات آقایان برای بنده سند است ولی چیزی که بنده را وادار بمخالفت کرد جواب از سئوال مقدر که چرا نسبت به پرونده های دیگر مخالفت نکرده ام و آن این است که در قسمتی از پرونده ها که پرونده صحتش مجهول بود رأی نداده و بعضی را هم که گزارش از شعبه داده و در اطرافش صحبتی نبود رأی داده و موافقت کردم اما در قسمت پرونده شاهرود قضیه این است که در جلسه ای با عدة‌ از اعضای انجمن نظار شاهرود که به تهران برای شکایت آمده بودند مواجه شدم بعد از اینکه بنده را شناختند که نماینده مجلس هستم بعد از یک سلسله آه و ناله و شکایت از دولت و از اشخاصی که جریان انتخابات در دست آنها بوده شرح دادند و از من خواستند که مطالب آنها را بعرض مجلس شورای ملی برسانم. بنده هم تا این اندازه با آنها مساعدت کرده قول دادم که در موقع خود عرایض آنها را بسمع آقایان نمایندگان برسانم. چون قول داده بودم ناچار بایستی این عرایض را بسمع برسانم. این است که بنده از طرف آنها که شش نفرشان از اعضای اصلی انجمن مرکزی شاهرود و دو چند نفر دیگر هم علی البدل بودند عرایضی عرض میکنم و بنابراین با مراجعه به پرونده ای که برله و علیه تشکیل شده و اظهارات آنها را تأیید میکند قناعت بقرائت یک عریضه که بمقام ریاست مجلس نوشته اند مینمایم عریضه ای که بمقام ریاست نوشته شده است این است:

جناب آقای طباطبائی ریاست محترم مجلس

انجمن مرکزی انتخابات شاهرود که مسئول صحت جریان انتخابات است بر اثر شکایات واصله از کلیه حوزه ها و بازرسی چندین حوزه بشرح محتویات پرونده تشخیص داده اند که انتخابات برخلاف ماده ۴۴ قانون جریان یافته و اکثریت انجمن در تاریخ ۲۲/۱۲/۲۹ ضمن صورت جلسه با دلائل مثبته رأی به بطلان کلیه آراء ماخوذه داده و تقاضای تهیه مقدمات تجدید توزیع تعرفه و اخذ آراء را خواستار شدند که مراتب بفرمانداری محل اعلام رونوشت آنهم بوزارت کشور ارسال و تلگرافی هم بوزارت کشور بعرض رسانید که تا وصول اعلامیه نامبرده از صدور هر گونه دستوری خودداری فرمایند با این توصیف دفعتاً در ۲۳/۱/۸ آقای کلهر فرماندار بدون هیچگونه مجوز قانونی و رعایت مقررات و اینکه وقعی به نظریه اکثریت انجمن که قانون حکم بقطعیت آن را داده است بگذارد با حضور سه نفر از کارمندان اصلی و دعوت دو نفر اعضاء علی البدل مورد نظر بدون رعایت ماده ۱۸ تعرفه و آراء باطله مردود را با بستن درب اطاق محرمانه استخراج و خاتمه انتخابات را اعلام داشته. اینک اینجانبان اکثریت انجمن برای آراء توضیحات لازمه و اینکه تخلفات معلومه را بسمع اولیاء محترم برسانند بمرکز عزیمت تقاضا میشود پرونده مربوطه را مورد دقت و مطالعه قرار داده رعایت حقوق نود هزار جمعیت حوزه انتخابیه شاهرود را ملحوظ فرمایند و عملی را که فرماندار وقت برخلاف مقررات نموده مردود سازید. کارمندان انجمن مرکزی انتخابات شاهرود شش نفر هم امضا کرده اند و این عریضه ای است که عرض شده است و مطابق دو سه فقره صورت مجلسی هم که در فرمانداری تهیه شده است این مطالب را تأیید میکند و یکی از شکایتها این بوده است که یکی از آن اعضاء قبلاً استعفا داده بوده است و او را آورده اند و وادار کرده اند که امضاء کند و استعفانامه آن شخص هم هست آنجا عرض کنم ما اگر بگوئیم صورت مجلسی که بامضای سه نفر عضو اصلی و دو نفر علی البدل که یکی از آن دو نفر هم قبلاً استعفا داده و استعفانامه او و شش نفر دیگر از اعضای علی البدل که موجود است صحیح است چه دلیلی بررد اظهارات شش نفر عضو اصلی انجمن که اکثریت را تشکیل میدهند داریم از کجا معلوم شد آن ۵ نفر بآن کیفیت قضاوتشان موجه و این شش نفر اظهارات و نظریه شان مردود است؟ دعوت عضو علی البدل باید در مقابل استعفای عضو اصلی باشد آنهم پس از مکاتبه و در صورت رد او باید بحکم قرعه علی البدل غیر مشخص را دعوت کنند والا در صورتی که اعضاء انجمن تصمیمی اتخاذ کردند که مطابق میل کاندید یا مأمورین اجرا نبود آنوقت اگر بدون رسیدگی و یا لااقل با حفظ صورت دیگری را دعوت کند این عمل برخلاف قانون و برخلاف حق قانونی انجمن است. من ایرادی باشخاصی که خود را کاندید کرده یا مبارزه انتخابی میکنند ندارم. البته این حق برای همه محفوظ است و بسا میشود بین اشخاص هم افرادی پیدا میشوند که اگر مبلغ گزافی هم خرج میکنند از نظر ربودن صندلی وکالت برای خدمت بکشور است. همچنانکه در دنیای امروز و دنیای ماورای ما در میدان های جنگ جان و مال و زن و فرزند و همه چیز خود را فدای وطن میکنند خدا کند ما هم باین نیت صرف مال کرده ضرر و خسارتی را که میبریم برای کشور باشد نه بضرر و خسارت کشور ولی ایراد من بیک جا است که این مفاسد از آنجا سرچشمه میگیرد و آن دولت و جریان قانون است بجای جلوگیری از تهدید و تطمیع خود موجب و مسبب این دو عمل است خود تطمیع میشود و تهدید میکند ودیک طمع دیگران را هم بجوش میآورد ادوار گذشته را دوره های دستوری و سفارشی می نامیدند آیا در این دوره از هر مقام و طبقه و ادارة‌ همان دستورات صادر نمیشود؟ آنوقت تطمیع و رشوه خواری بد اخلاقی نبوده؟ همه انتظار داشتند دوره ۱۴ غلطهای ادوار گذشته را بر طرف کند نه تنها آن غلط ها اصلاح نشد بلکه مجلس ۱۴ تمام آنها را تأیید و تصدیق نمود. عرض کنم این تقصیر را با دولتهای گذشته میدانم خودم شخصاً شکایتی ندارم برای اینکه دولتهای گذشته نسبت بحوزه انتخابیه بنده بهیچوجه مداخله نکرد یعنی نتوانستند مداخله کنند یعنی طرز عمل وفکر و تدبیر اهل محل طوری بود که مجال مداخله به دولت و دیگران را نداد پس از شروع به کار تمام سران قوم نشستند و صحبت کردند و در چند جلسه مذاکره کردند و آنها متفقاً کاندیدشان را اعلام کردند و از روی آن هم عمل شده است پس اگر بنده عرض میکنم از روی دلتنگی با دولت نیست بهر حال بنده چون مقتضی نیست وقت مجلس را بیش از این بگیرم و کمتر هم میخواهم مسائلی بگویم که دیگران اتخاذ سند بکنند این است که خاتمه میدهم و بالاخره بایستی برای اصلاح کار انتخابات یک فکر اساسی کرد و آن تنها این است که باید سازمان اداری مملکت را اصلاح کرد (صحیح است)‌ والا اصلاح قانون انتخابات هیچ فایده ای ندارد تمام خرابی های کشور و این فاصله زیاد بین فقر و غنا که در این مملکت ایجاد شده است تمام از سازمان کشور است و مربوط بهیچ طبقه ای نیست هر کسی حق دارد که نسبت به تعالی و ترقی خودش خرج بکند دولت است که باید جلوگیری از این کارهای بی رویه بکند.

رئیس- آقای فاطمی.

- بیانات نماینده محترم تصور میکنم در آخر بیاناتشان جواب خودشان را دادند که بایستی تشکیلات مملکتی را درست شود و البته همه ما موافقیم و تا وقتی که همانطور بوده است تقریباً انتخابات را می شود گفت که سرو ته یکی است و تفاوتی ندارد. ولی باید در اینجا دو موضوع را برای استحضار آقایان نمایندگان محترم بعرض برسانم. در شاهرود اتفاقاً یکی از نقاطی است که در دوره گذشته مبارزه بوده است چند نفر در آنجا بوده اند یکی دکتر قزل ایاغ و یکی دکتر تاج بخش و یکی صدریه و یکی هم آقای حسین آقایان اهل محل (یکی از نمایندگان- آقای نواب را هم بفرمائید) و یکی هم آقای سیف الله خان نواب و در آخر کار هم نظر بتمایل یکعده از اهالی آقای اعتبار الدوله را کاندید کردند و بعد در مذاکراتی که با آقای اعتبارالدوله شد خودشان صرفنظر کردند و رفتند کنار ولی سایرین در محل ماندند و مبارزه کردند و همینطور آقای حسین آقایان که دو دوره هم وکیل مجلس بوده است. این شخص آمده بود و حقوق خودش را واگذار کرده بود به آقای اعتبارالدوله و بعد از اینکه آقای اعتبارالدوله صرف نظر کرد طرفداران حسین آقایان هم تلگراف کردند که عبارتش این بود که از تاریخ اول اسفندماه نظر باینکه ایشان واگذار بآقای اعتبار کرده بودند و آقای اعتبار هم قبول نکرده بودند از این به بعد کاندید ما هم صدریه است و این است که آنجا مبارزه بوده است و آقای صدریه هم درست است که شخصاً اهل شاهرود نیست ولی انارکی هائی که تقریباً از دویست سال پیش از انارک بواسطه آب و هوا مهاجرت کرده اند ورفته اند در آنجا و یکعدة را در آنجا تشکیل می دهند اینها ویک جماعتی از وجوه اهالی شاهرود که تلگرافشان همه موجود است در پرونده موجود است (طباطبائی- خود آقای صدریه هم مدتی در شاهرود بوده است) عرض کردم اصلاً اهل شاهرود نیستند فقط گفتم که یکعدة‌ از انارکیهای مقیم شاهرود ایشان را کاندید کرده اند. ولی یک اعتراضی که فرمودند راجع باعضای انجمن است که تا روزی که انتخابات خاتمه یافته است هیچ شکایتی نداشته اند ولی وقتی که انتخابات خاتمه می یابد نظر باینکه سه چهار نفر از اینها طرفدار یکی از آقایان بوده اند اینها استعفا میکنند و میروند و بعد یکنفر از آنها چنانچه اظهار کردند که دو مرتبه استعفای خودش را پس میگیرد و میرود دو مرتبه امضاء میکند بنابراین بنده تصوری نمیکنم که یک اتفاق تازه ای در شاهرود واقع شده باشد که در سایر نقاط واقع نشده باشد اهالی شاهرود حاضرند و یکی دو سه نفر از اهالی آنجا این شکایت را داشته اند و حقی در یکی از نقاطی که آنها مدعی بودند که صندوقش مخدوش بوده است بنده در حضور آقای مخبر فرهمند عرض میکنم که آقای صدریه در آنجا در آن صندوق اکثریت ندارد و اکثریت در آن صندوق مال سیف الله خان نواب است بنابراین بنظر من هیچگونه اعتراضی وارد نیست (جمعی از نمایندگان مذاکرات کافی است(

رئیس- رأی میگیریم به کفایت مذاکرات.

بعضی از نمایندگان- مذاکرات کافی است دیگر رأی نمیخواهد باعتبارنامه رأی بگیرید.

رئیس- موافقین با کفایت مذاکرات قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد

بنابراین رأی میگیریم باعتبارنامه آقای صدریه آقایان موافقین قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1394/05/8    | توسط: محمَد مستقیمی (راهی چوپانانی)    | طبقه بندی: زندگی‌نامه، چوپانان،     |
نظرات() 

اشتراک و ارسال مطلب به: