آش شله قلم‌کار

بخش هفتم پاره‌ی دوم


پدر بزرگ به طور طبیعی نسبت به ایتام برادر احساس مسؤولیت می‌کند و حالا که دم و دستگاهی در چوپانان به هم زده است به خیال خود آنان را هم زیر پر و بال خود می‌گیرد و به چوپانان می‌آورد و آنان هم -البته دو پسر و یک دختر که صغیر بوده‌اند- به دنبال عموجان حاج مندلی می‌آیند و محمّدرضا(ملا) می‌شود داماد عموجان و فاطمه طلایی ،دردانه‌ی پدربزرگ، از سلطان را به همسری برمی‌گزیند و چون فرد باسوادی بوده و خط و ربطی در خور ستایش داشته؛ ملایی مکتب‌خانه‌ی چوپانان را به عهده می‌گیرد و می‌شود داماد عموجان و ملای ده[1]. ماننده‌خانم را هم پدر بزرگ عروس خود می‌کند و به همسری عمو میرزامهدی درمی‌آورد[2] و دختر یکی از دوستان ، محمدباقر امینی، را هم به عباس یتیم دیگر برادر می‌دهد[3] و تقریباً همه سر و سامان می‌گیرند. دو دختر دیگر عمو کربالایی: شهربانو(بزه) در انارک[4] و مروارید در شاهرود[5] ازدواج می‌کنند.

اشاره‌ای شد به پسرعمو محمّدرضا(ملا) که لازم می‌دانم بگویم که انارکی‌ها عجیب به سوادآموزی و تحصیل خود و به ویژه فرزندانشان از دیرباز علاقه نشان داده و در این راه کوشیده‌اند و این حساسیت مالکین نوپای چوپانان را بر آن می‌دارد که قبل از هر چیز با ورود خانواده‌ها، اسباب تحصیل فرزندان خود و رعایای خود را فراهم کنند و با همین انگیزه پسرعمو محمّدرضا(ملا) را به مکتب‌داری برمی‌گزینند تا دختران و پسرانشان را علم بیاموزد و این ویژگی گرچه بسیار پسندیده است و قابل تحسین و تمجید امّا خود عامل کوچ فرزندان تحصیل‌کرده شد و چوپانان امروز از وجود نوادگان آن هفت تن که دل‌سوزانه در هر جهت کوشیده‌اند تهی است. شاید باز هم به این نکته اشاره‌ها بکنم همین قدر بگویم که خود شاهد بوده‌ام که پدرم چقدر در تحریض و تشویق رعایای خود می‌کوشید تا فرزندانشان را برای ادامه‌ی تحصیل به شهرهای اطراف بفرستند گرچه خود در یک مورد کوتاهی کرد که در جای خود به آن اشاره خواهم کرد.

محمّد مستقیمی - راهی



[1] - محمّدرضا مستقیمی فرزند کربلایی محمّد رمضان، مسر قاطمه طلایی فرزند حاج محمّدعلی رمضان و فرزندان: علی، داماد عمو عباسش و جمشید، داماد صاحبه دختر عمه شهربانویش. سلطان‌محمود، داماد دولت دختر عمه ماننده‌اش، و قدرت و نصرت که در جوانی فوت شدند و بی‌بی تنها دختر ملا که با پسر داییش یدالله فرزد محمّد حاج مندلی ازدواج کرد که به زودی فوت کرد

[2] - ماننده مستقیمی فرزند کربلایی رمضان همسر میرزامهدی مستقیمی فرزند حاج محمّدعلی رمضان و فرزندان: 1) محمود که با صدیقه دختر عمویش محمدرضا(شیخ) ازدواج کرد. 2) علی که با بتول زاهدی دختر باقر زاهدی داماد حاج مهدی عسکری ازدواج کرد. 3) بزرگمهر که با فردوس عسکریان دختر حسن یاور ازدواج کرد 4) حسین که ازدواج نکرد. 5) احمد که در نوجوانی فوت کرد. 6) دولت که با محمّد صفایی فرزند ملاحسین‌علی انارکی ازدواج کرد و پدر همسر نگارنده است. 7) عصمت که با پسز عمویش حسن پسر محمّد حاج محمّدعلی ازدواج کرد. 8) نرگس که با محمّدحسین عسکریان فرزند حسن یاور ازدواج کرد. 9) جواهر که با محمّدحسین(حسین شیخ) پسر عمویش شیخ ازدواج کرد.

[3] - کربلا عباس مستقیمی که با زبیده دختر محمّدباقر امینی ازدواج کرد و فرزندانش: 1) ابوالقاسم که با شمس‌الملوک بفایی فرزند عبدالله ازدواج کرد. 2) شهربانو که با آمحمّد هاشمیه پسر عمه‌اش شهربانو ازواج کرد. 3) فاطمه که ابتدا با محمّدرضا طریقتی فرزند ملاحسین‌علی حاج محمّدعلی بیک همسر نرگس دختر حاج مهدی ازدواج کرد و بعد به ازدواج بابارضا هاشمیه پسر عمه‌اش شهربانو درآمد.

[4] - شهربانو هاشمیه(بزه) ابتدا با علی‌اکبر پسر حاج حسین رمضان پسر عمویش ازدواج کرد که حاصل آن تنها یک دختر بود معروف به فاطمه حاج حسین و بعد با حاج باقر هاشم ازدواج کرد که فرزندانش عبارتند از: 1) عصمت هاشمیه هسمر محمّدعلی بقایی فرزند محمّد حاج عبدالله. 2) صاحب‌سلطان هاشمیه همسر محمّدعلی اخوت فرزند حسن باقر. 3) ابوالقاسم هاشمیه(ابول ماما) 4) بابارضا هاشمیه. 4) آمحمّد هاشمیه. 5) حسن هاشمیه.

[5] - مروارید کربلایی با حسین رضا زاهدیان ازدواج کرد.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1394/05/5    | توسط: محمَد مستقیمی (راهی چوپانانی)    | طبقه بندی: زندگی‌نامه، چوپانان، تاریخ چوپانان، فرهنگ چوپانان، جغرافیای چوپانان، شخصیت‌های چوپانان، خاطره،     |
نظرات() 

اشتراک و ارسال مطلب به: